تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
آرتیست و هنرمند قبل از هنرمند شدنش باید درد داشته باشد ...



با دیدن وبلاگی که در این پست در موردش حرف زدیم،‌ ایده‌ای به ذهنم رسید. خوب این ایده بماند فعلاً


گفت‌وگو از عوامل رشد است،‌بلکه از موثرترین عوامل است.

در فضای مجازی فرصتی است تا گفت‌وگوهایمان را به ثمر بنشانیم.

بیایید فرهنگ گفت و گو را در فضای مجازی نهادینه کنیم تا هم خودمان رشد کنیم و دیگران هم از این فیض بی‌نصیب نمانیم.


امّا ایده :

     تصمیم گرفته‌ام در باب همین توسعه گفت‌وگو مطلبی را به عنوان پست‌ثابت قرار دهم، تا دوستان با نظرات زیبای خود در باب آن مطلب گفتو‌گو کنند و نتیجه‌های فوق العاده بگیریم.


لذا چشم یاری از تمام دوستان داریم ...

و همچنین منتظر نظرات شما در باب این ایده هستم ؟

به امید آن که روزی برسد که گفتوگو و گفتمان فرهنگ‌مان شود.


۹۶-۷-۲۹ ۲ ۱ ۳۰

۹۶-۷-۲۹ ۲ ۱ ۳۰



مرد چاقی که با تبلت خود به سر می‌برد،‌از کودکی که کتاب به همراه دارد سبک‌تر است .

به قربان این درک.


منتظر نظرات نازنین شما هستم.

اگر شما هم سر ذوق آمدید از این مجسمه، پس دریغ نکنید و در نظرات ابراز کنید.


۹۶-۷-۲۶ ۵ ۴ ۴۷

۹۶-۷-۲۶ ۵ ۴ ۴۷


مِلُودی ایمان و عشق روایتی شورانگیز از زندگی جوانی که به مقام مردان الهی نائل شده است.


مطالعه‌ای از پشت حاله‌ای از اشک را تجربه کنید...


اینجا می‌توانید نسخه الکترونیک این کتاب را تهیه کنید.

کتابی که تا تمام نشود از دست‌تان نمی‌افتد


۹۶-۷-۲۳ ۳ ۱ ۵۰

۹۶-۷-۲۳ ۳ ۱ ۵۰


از قبل با خود این قرار را گذاشته بودم که در باب وبلاگ صدمین دنبال کننده ام،‌ پستی بزارم،‌راستش الان یادم نمی‌یاد برای چی می‌خواستم این کار را انجام بدهم؛

          ولی به خاطر آن که به عهدی که با خود بسته‌ام وفا کنم و این زیر قول و قرار زدن برایم عادت نشود، به وبلاگ صدمین دنبال کننده ام سری زدم ... (fiish.blog.ir)

طرح جالب و خلاقانه‌ای به نظرم آمد، البته با چشم پوشی از قالب و گرافیک ساده آن، جمع آوری فیش‌ها کاری جالب است که با نشر آن در فضای مجازی به علم دیگران هم کمکی کرده‌اید و همچنین باب بحثی را در ذیل نظرات باز  کردید که گاها به بحث علمی هم منجرب می‌شود.


اما دو مشکلی که من به شخصه با این وبلاگ و البته از این قبیل وبلاگ‌ها دارم چیست ؟

اولا : 

    همان حرفی که در باب نویسندگی بر آن بسیار تاکید می‌ورزیدیم؛ مخصوصا برای صاحبان وبلاگ‌ها

            عزیزانم هیچ‌گاه مطلبی را بدونه آن که حداقل یک خط در وبلاگ خود نگذارید، حداقل در وصف خوبی آن جمله‌ای بنویسید.

              ویا دلیل گذاشتن مطلب را بنویسید.


دوما :

   بله درست است که در فضای مجازی نباید مخاطب خود را خسته کرد و دل زده... اما این هم،تا حدی و این که این اصل بیشتر برای تلگرام و شبکه‌های اجتماعی مورد استفاده است،  یعنی اصل خلاصه نوشتن برای شبکه‌های اجتماعی است.

در وبلاگ‌ها مخاطب به دنبال یادگیری است .... تلگرام نیست که برای گذراندن فراغت آمده باشند ...


۹۶-۷-۱۹ ۵ ۳ ۲۰۷

۹۶-۷-۱۹ ۵ ۳ ۲۰۷



نهضت بزرگ کربلا، صحنه‌ی تابناکی در تاریخ بشری است که همواره، فرا راه ره پویان حقیقت و آزادگی و عدالت است.

چگونه باید زوایای گناگون این قیام را شناخت ؟

بی تردید مهم‌ترین راه مطالعه و تامل در سخنان حسین بن علی علیهما السلام است.


دانلود کتاب


۹۶-۷-۱۸ ۰ ۰ ۲۸

۹۶-۷-۱۸ ۰ ۰ ۲۸


اگر قرار باشد نوشته‌ای بنویسید و مطمئن باشید که حداقل یک نفر آن را می‌خواند، چه اندازه انگیزه می‌گیرید ؟

حال که قطعا بیش از یک نفر آن را می‌خواند چه‌طور ؟


این فرصت برای همه‌ی شما وب‌گرد‌ها فراهم هست،

فرصت کامنت گذاشتن و نظر دادن ذیل یک پست که در یک وبلاگ گذاشته شده ...

این کار شما چندین فایده دارد، اولا که شما خلاقیت به خرج می‌دهید و نظری می‌گذارید و اطمینان دارید که حداقل یک نفر آن را می‌خواند، صاحب وبلاگ را می‌گویم و چه بسا که افراد بیشتری نظر شما را بخوانند....

دوما این که انگیزه‌ای به نویسنده آن وبلاگ داده‌اید که کارش را ادامه دهد.

و ...


پس این فرصت تمرین نوسندگی را از دست ندهید.



۹۶-۷-۱۳ ۲ ۲ ۵۳

۹۶-۷-۱۳ ۲ ۲ ۵۳



این کتاب که خاطرات آقای علی خوش لفظ می‌باشد از جمله کتاب‌هایی است که وقتی آدمی پای خواندش نشست دیگر  دست‌شویی هم  نمی‌تواند او را از سر کتاب بلند کند، چه برسد به گرسنگی و تشنگی و خواب و ...

واقعا کتابی است که از خواندنش لذت می‌برید، چرا که هم خاطراتی دارد بسیار زیبا و شنیدنی و قلم نویسنده هم که عالی هم خاطرات و وقایع را بدونه اقراق می‌گوید و هم با مخاطب چنان انسی می‌گیرد که احساس خستگی نمی‌کند ... 

این کتاب نازنین آن‌قدر تاثیرات روحی و روانی عالی در انسان می‌گذارد که دلم می‌خواهد چندین بار بخوانمش.


دوستان اگر کسی این کتاب را خوانده مشتاقانه منتظر نظرش در مورد آن هستم.

معرفی اجمالی کتاب و یاداشت رهبری بر کتاب در ادامه



نمی‌دانم چقدر از جریان‌هایی که در باب اربعین در زمان صدام ملعون بوده را شنیده‌اید، آری این حرکت که در نزدیکی و آستانه‌ی آن هستیم از دیر زمان وجود داشته و این جریان عظیم فکری از گذشته بوده است.


و صدام چه تلاش‌ها و چه آزار و اذیت‌ها که نکرده برای جلو گیری از این حرکت بزرگ و انقلابی، که خطری بزرگ برای رژیم بعثی به حساب می‌آمد ...

از نمونه‌ی آن آزار همین را بگویم که در این مسیر نجف تا کربلا که زوار شیعه در حال حرکت بودند با هواپیما قیر داغ به‌روی سر زوار ارباب بی‌کفن می‌ریخت ... ولی با این وجود مردم کوتاه نیامده و چه سختی‌ها که برای حفظ این راه نکشیدند ...


بله دوستان نازنینم، این چنین سختی‌هایی کشیده شده است و جان‌هایی داده شده است که این حرکت با شکوه ادامه پیدا کرده و در این ایام و زمانه چنین با عظمت شده ... و چقدر این حرکت شیعه ساز و شیعه پرور شده است ...


اگر کسی از دستش‌ کاری بر‌بیاید باید انجام دهد برای این راه ... از خود گذشتگی و از مال گذشتن را در مردم عراق در این روزها می‌توان دید ...


قصد مقایسه و بی‌ احترامی به احد الناسی را ندارم ... 

ولی شما قضاوت کنید برای با شکوه‌تر شدن این حرکت مگر نباید تلاش کرد ؟؟؟؟

مگر نه این که اعای اسلامیت و تشیع مسئولین ما را کشته است ؟؟؟ پس چرا در می‌آیند و می‌گویند که در این ایام باید بلیط اتوبوس‌هایی که به نقاط مرزی با عراق می‌روند ۱۰۰ درصد گران شود ؟؟؟ 

باید قیمت ها دو برابر شود ؟؟؟

              حالا به هر دلیلی که می‌خواهد باشد ... این کار توجیه بردار نیست که بگوییم چون برای برگشت مسافر نیست و کم است باید قیمت  ۲ برابر شود .....

                 این‌قدر پول مملکت در جیب شما حقوق بگیران نجومی رفت ... کمی هم برای مردم در راه امام حسین و دین خرج شود ...

کمی از مردم عراق یاد بگیرید ....


چرا در ایام اربعین باید هزینه بیمه درمانی که هیچ کس استفاده نمی‌کند به هزینه ویزا اضافه شود و بیمه اجباری باشد ؟؟؟ 

چرا باید هزینه حلال احمر را از جیب مردم بگیرید ؟؟؟

مگر بیمه هم می‌شود اجباری باشد ؟؟؟؟؟؟

یک باره بگویید نعوذ بالله می‌خواهیم کاری کنیم کمتر بروند ...




۹۶-۷-۱۱ ۱ ۳ ۴۹

۹۶-۷-۱۱ ۱ ۳ ۴۹



دوستان محبت دارند و در نظرات خصوصی ابراز محبت‌های زیادی می‌کنند... و در خیلی از نظر ها می‌پرسند که تو که این همه به ما می‌گی بنویسید، پس چرا وبلاگ خودت این‌قدر دیر به دیر به روز می‌شه و کم می‌نویسی ؟؟؟


از بس این سوال تکرار شده تصمیم گرفتم مختصری در جواب بر‌آیم ...

     که من هیچ گاه از قلم دست نمی‌کشم،   تا پای گور دست به قلمانیم ....

و اینکه شما می‌بینید که وبلاگم دیر به دیر به روز می‌شود، یک دلیل عمده آن این است که نمی‌خواهم زیاد سرتان را درد بیاورم و شما هم عادت کنید به چیز‌های الکی خواندن، آنچه ارزشش را داشته باشد برایتان نشر می‌دهم .... 

چه پست‌هایی که در همین وبلاگ به عنوان پیش‌نویس هستند ... و هنوز این اجازه را ندارند که قدم رنجه چشمان نازنینتان باشند..


علاوه بر این روزانه به غیر از این وبلاگ برای ۵ وبلاگ دیگر و سه کانال تلگرامی تولید محتوا می‌کنم و این وظیفه بر عهده و دوش من است و همچنین وب‌سایتی دارم که مدیرت و تولید محتوایش بر عهده خودم هست و این وظایف نمی‌گذارد که من دست از قلم بکشم ... و گلایه هم ندارم، خیلی هم خوش‌حال هستم که نوشتن مدام هست ....


علاوه بر این‌ها به شخصه اعتقاد دارم که روی کاغذ نوشتن چیز دیگری است خاطرات روزانه و نوشته‌های شبانه و ... که روی کاغذ می‌آورم بسیار زیاد است که اندک کسانی بعضی از آن ها را دیده اند ...


سر جمع بگویم، سرتان را درد نیاورم، شاید روزانه حدود ۴۰ الی ۵۰ صفحه a4 بنویسم؛ چه تایپی باشد و چه کاغذی و چه تلگرامی ...

هدفم خودنمایی و تعریف از خود نبود بزرگانی هستند که بیشتر از من دست به قلم هستند.


ولی این ها را گفتم که اول فکر نکنید فقط به شما ها می‌گویم و خود عمل نمی‌کنم و ثانیا انگیزه‌ای بشود برای بیشتر نوشتن در راستای بهتر نوشتن شما دوستان نازنین.


۹۶-۷-۱۱ ۲ ۱ ۴۳

۹۶-۷-۱۱ ۲ ۱ ۴۳




روزانه پیامک هایی که می فرستیم به طور معمول آنقدر زیاد هست که حداقل یک صفحه کاغذ یا نیم صفحه را پر کند...

از پیام های تلگرامی گرفته تا پیامک های عاشقانه ....


و این فرصت بسیار خوبی است که به جای کپی کردن یا فروارد کردن، خلاقیت خود را بفرستیم... واگر قرار است کپی کنیم، به آن چیزی اضافه کنیم ...


۹۶-۶-۱۷ ۸ ۴ ۸۵

۹۶-۶-۱۷ ۸ ۴ ۸۵


۱ ۲ ۳ ۴

این هم تصویر کتابی است که در حال ورق زدنش هستم...


ـــــــــــــــــــــــــــــــ

من هنرمند که نیستم هیچی ادعاشم ندارم...
نوشتن هم که هیچی ازش سر در نیمیارم !!!
نه فن نویسندگی دارم و نه فن بیان ....

ولی متأسفانه؛ درد دارم ...

دردی دارم که بیانش خیلی سخته واسه خودم به شخصه ...
نمی‌دونم شما با درداتون چی کارا می کنید ولی من تصمیم گرفتم که هر از چندگاهی درد دل ها مو اینجا بیارم واسه دوستان مجازی که نمی‌شناسمشون .... فقط می‌دونم توی انسانیت مشترکیم.... و اونا با نظراتشون مرحمی برای دردهای من می‌شن ...

دوستان اگه امکانش هست خواهشا دنبال کنید تا بدونم کسی هست که بیاد اراجیفمو بخونه و من امید به نوشتن دوباره داشته باشم ...

همتونو دوست دارم عزیزانم