تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
تسلیت ایران....


۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رقص» ثبت شده است

قبلا در مورد وقتی که آدم نوشتنش نمی‌آید سخنی رانده بودم، وقتی که به بن‌بست نوشتن می‌رسیم  ... بعضی از دوستان باز هم اذعان داشتن که نوشته‌هایشان چرت از آب در می‌آید و من هم‌چنان که قبلا گفتم چرت نوشتن هم هنر است و باید آن‌قدر چرت نوشت تنها به امید آن‌که یک جمله از آن بیرون بیاید و این را می‌گویند عشق به نوشتن...

باز هم می‌خواهم بگویم که چرت بنویسید ... وقتی به کوچه بن‌بست رسیدید همان‌ جا می‌نشینید و دست روی دست می‌گذارید ؟؟ 

قطعا چنین کاری نمی‌کنید، و با بازگشتی کوچک، به مسیر خود ادامه می‌دهید ... پس وقتی که درون بن‌بست نوشتن گیر کردید و دیگر مدادتان روی کاغذ برای‌تان نمی‌رقصد، او را با چرت نویسی به رقص بیاورید ... شما از نوشتن دست نکشید حتی شده به نوشتن خواب‌هایتان یا آرزو‌هایتان و هر چیز دیگر، کار خود درست می‌شود و شما از بن‌بست خارج می‌شوید ... به همین دلیل است که تاکید فراوانی بر خاطره‌نویسی می‌شود ...


با این وجود بعضی‌ها هستند از دوستان که می‌گویند که باز هم نوشتن‌شان نمی‌آید ... حتی چرت هم نمی‌توانند بنویسند ...

برای این دوستانم دو پیشنهاد نزدیک بهم را دارم تا دیگر حجت بر آنان هم تمام باشد؛

     اول : خلاصه نویسی:

          قطعا شما که نوشتن را دوست دارید، کتاب هم می‌خوانید، آنچه می‌خوانید را خلاصه کنید، برای خودتان خلاصه کنید... هم ماندگار می‌شود و هم فهم خود را محک می‌زنید ...


     دوم : رونویسی، بعضی‌ها می‌گویند که خلاصه نویسی هم نمی‌توانند بکنند، رونویسی را همه در دوران ابتدایی تجربه کرده‌ایم، چقدر از تصمیم کبری رونویسی کردید ؟؟؟ این‌جا هم کتابی را که دوست دارید و مورد علاقه‌شما است رونویسی کنید منتهی این‌جا دیگر مثل مدرسه نیست که به اجبار معلم باشد ... از روی عشق رو نویسی کنید ...


این مورد آخر قلمی را هم که ناز دارد و روی کاغذ به رقص نمی‌آید می‌رقصاند، آن هم چه رقصی ... بیا و ببین 



حامد خواجه ۹۶-۵-۱۷ ۹ ۸ ۱۵۰

حامد خواجه ۹۶-۵-۱۷ ۹ ۸ ۱۵۰


دیشب که داشتم این سریال نفس رو نگاه می‌‌کردم به اون‌جایی رسیده بود که شاه از ایران رفته بود، یا بهتر بگم شاه فرار کرده بود.

یه چیز جالب که نظرم رو جلب کرد و باعث شد که بیام و یه پست جدید بزارم این بود که مردم از خوش‌حالی بزن و برقص گرفته بودن.... می رقصیدن و می‌گفتن شاه رفته ..... کف می‌زدند و می‌رقصیدن و می گفتن مرگ بر شاه ....


جالبه نه ؟؟!!!

   از اون قدیما برای خوش‌حالیامون می‌ریختیم تو خیابونا و بزن و برقص ....

پس الکی گیر ندیم که چرا حالا این قدر تو خیابونا جشن پیروزی می‌گیریم... این از اون قدیما بوده از زمان شاه بوده که ما حالا داریم این سنت رو ادامه می‌دیم ....

          اشکالی نداره که ما حالا تغییرش دادیم ؛ 

          چه پیروز باشیم چه نه فرقی برامون نمی‌کنه می‌خواییم بریزیم تو خیابونو بزن و برقص را بندازیم .... فرقی نمی‌کنه فوتبال رو به آر‌ژانتین به‌بازیم یا ازش ببریم ... یا هر اتفاق دیگه‌ای که پیش‌بیاد ... بلاخره بهونه خوبیه برای شادی ....


ولی شاید این تغییر تو ابراز شادی ها اشکال داشته باشه؛

       که همون‌جور که تو اون سریال نشون می‌داد مردا فقط می‌رقصیدن، اما حالا همه باهم و بیشتر زنا هستن که صحنه داری می‌کنن ...

             نظرتون چیه ؟ اشکالی نداره ؟ غیرت ها اجازه می ده ؟


فقط نمی‌دونم با این همه شادی چرا یه سری از آدما چشاشونو بستن رو همه‌چی و فقط نگاهشون به شبکه و آمار های غربیه و چون اونا می‌گن ایران از غمگین ترین کشور‌های دنیا است اونا هم تکرارش می‌کنن .... بابا تو چشاتو واکن از اون زموونا تا حالا وقتی مردم خوش‌حال می‌شدند رقص‌شون برا بوده...


شما‌ها که می‌گید ایران غم‌گینه این غم هایی که داره اوج شادیه براش، غم هایی از جنس محرم، صفر ، شب قدر و ...


حامد خواجه ۹۶-۳-۳۰ ۵ ۳ ۱۱۱

حامد خواجه ۹۶-۳-۳۰ ۵ ۳ ۱۱۱


کرمانشاه تسلیت !
یا نه بهتر بگویم، ایران تسلیت !

وظیفه انسانی و دینی ما، همدلی است ...

مسئولین محترم شما دعوا کنید بر مسر کرسی قدرت .... مردم جور شما را می‌کشند ...

هرکی هرچقدر وسعش میکشه کمک کنه !!!


دنبال کنندگان بیانی