تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
تسلیت ایران....


۲ مطلب با موضوع «داستـــــان» ثبت شده است

این کتابی که عکس‌اش را مشاهده می‌کنید، مستند داستانی است جذاب که از خواندنش سیر نمی‌شوید.

معلولا هر کتابی را معرفی نمی‌کنم ولی پیشنهاد می‌دهم که این کتاب را از دست ندهید مخصوصا که نویسنده آن قلمی خاص و زیبا دارد، حداقل که قلمش به دل من که خیلی نشسته، و کاری هم به این ندارم که نویسنده آن یک روحانی و آخوند هست ولی این کتاب را فوق‌العاده نوشته است علاوه بر این موضوع داستان که یک داستان واقعی است و داستان امنیتی و به روز است و به ادعای نویسنده در مقدمه کتاب ۵۰ درصد از مطالب واقعی می‌باشد.

موضوع داستان از این قرار است که دختری از موساد به نام حیفا مأمور می‌شود تا به مخوف ترین زندان خاورمیانه بیاید و با نام مستعاری حفصه روی ابوبکرالبغدادی و عدنانی (از سرکرده‌های داعش) کار کند و آن‌ها را ترقیب و تشویق کند و باعث ایجاد شدن گروهی به نام داعش به آن همه جنایت در خاورمیانه شود.

خلاصه آن که اگر می‌خواهد بفهمید چه شد که به یک باره گروهی به نام داعش قد علم کرد و ادعای حکومت کرد و چه جنایت‌ها که نکرد سر در بیاورید این کتاب را از دست ندهید ....

علاوه برآن که رمان جذابی است اطلاعاتی دست‌گیرتان می‌شود که ....

خرید کتاب از اینجا


حامد خواجه ۹۶-۸-۲۵ ۰ ۱ ۱۹

حامد خواجه ۹۶-۸-۲۵ ۰ ۱ ۱۹



قطعا شما زیاد شنیدید که نیمه پر لیوان رو نگاه کن ؟ 

من به شخصه با شنیدن صرف این جمله زیاد قانع نمی‌شوم، اما امروز که با این داستان برخورد کردم احساس کردم که با تمام وجود می‌گوید نیمه پر را نگاه کن و چه دل چسب بود این داستان دل نشین ...


داستان از این قرار است :


یک پیرزن دو کوزه آب داشت که آن ها را آویزان بر یک تیرک چوبی بر دوش خود حمل می کرد.
یکی ازکوزه ها ترک داشت ومقدارى از آب آن به زمین مى ریخت، درصورتی که دیگری سالم بود و همیشه آب داخل آن به طور کامل به مقصد می رسید
مدتی طولانی هر روز این اتفاق تکرار می شد و زن همیشه یک کوزه و نیم ،آب به خانه می برد. 
ولی کوزه شکسته از مشکلی که داشت بسیار شرمگین بود که فقط می توانست نیمی از وظیفه اش را انجام دهد.
پس از دو سال، سرانجام کوزه شکسته به ستوه آمد و با پیرزن سخن گفت ...
پیرزن لبخندی زد و گفت:
هیچ توجه کرده ای که گل های زیبای این جاده در سمت تو روییده اند و نه در سمت کوزه سالم؟ اگر تو این گونه نبودی این زیبایی ها طروات بخش خانه من نبود، طی این دو سال این گل ها را می چیدم و با آن ها خانه ام را تزیین می کردم ...



جایی که داستان را خواندم : skylove.ir


حامد خواجه ۹۶-۵-۰۲ ۳ ۴ ۶۹

حامد خواجه ۹۶-۵-۰۲ ۳ ۴ ۶۹


کرمانشاه تسلیت !
یا نه بهتر بگویم، ایران تسلیت !

وظیفه انسانی و دینی ما، همدلی است ...

مسئولین محترم شما دعوا کنید بر مسر کرسی قدرت .... مردم جور شما را می‌کشند ...

هرکی هرچقدر وسعش میکشه کمک کنه !!!


دنبال کنندگان بیانی