تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
تسلیت ایران....


۱۳ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است

تیتر پست سوی خطابم را مشخص می‌کند، مخصوصا وبلاگ‌نویسان اهل بیان!

آدمی از یک وبلاگ نویس انتظار دارد که اهل کتاب باشد و کتاب خوان ...

آنقدر کتاب خوانده باشد که هرگاه کسی از او تقاضای معرفی کتاب کرد بتواند کتابی مفید به او معرفی کند، یک وبلاگ نویس وقتی موفق است که اهل مطالعه باشد، مطالعه کار روزانه‌اش باشد ... اصلا به کتاب و مطالعه معتاد باشد ....

راستش این گلایه به خاطر پست قبلی است که تقاضای معرفی کتاب کرده بودم که متاسفانه در قسمت نظرات دو نظر بیشتر به چشم نمی‌خورد که آن ها هم کتابی معرفی نکرده بودند...

به نظرتان یک وبلاگ‌نویس اگر اهل کتاب و مطالعه نباشد می‌تواند موفق باشد ؟


حامد خواجه ۹۶-۸-۲۹ ۲ ۰ ۳۹

حامد خواجه ۹۶-۸-۲۹ ۲ ۰ ۳۹


این مجسمه فردی است که در حال غرق شدن هم دست از کتاب نمی‌کشد !

دوستان عزیزم می‌دانند که در هفته کتاب و کتاب‌خوانی هستیم ولی متاسفانه هیچ‌جای از این مملکت که مذهب رسمی‌اش دین علم و دانش است برای کتاب حتی در این هفته که از آن خود اوست کاری نمی‌کنند....

با خودم گفتم این پست را قرار بدم تا دوستان در قسمت نظرات به معرفی‌ آخرین کتابی که خریده‌اند بپردازند و این کتاب را به دیگران هم معرفی کنند و همچنین تاریخ خرید کتاب را هم ذکر کنند ...

و یا اینکه کتابی را که تصمیم به خریدش دارند معرفی کنند ...

هدف فقط این است که کمی کتابی‌تر شویم و بس

مشتاقانه چشم انتظار کتاب‌های نازنینی که تو قرار است معرفی کنی هستم


حامد خواجه ۹۶-۸-۲۵ ۵ ۰ ۳۹

حامد خواجه ۹۶-۸-۲۵ ۵ ۰ ۳۹


گـــفت و گــــو مسابقه ورزشی نیست !

چـــــــــــــــــــــــــرا ؟

در مسابقه از اول بنا بر این است که یکی غالب بشود و یکی مغلوب، اصلا بنا بر این است که یکی برنده بشود یکی بازنده.

با این فرض هم وارد مسابقه می‌شوند،   و سرانجام هم چنین خواهد شد.

 

امّا گفتگو از اول بنا بر این نیست که یکی برنده باشد، اگر چنین فکری باشد می‌شود مسابقه ورزشی.

 

ما نباید گفتگو های علمی را با مسابقه اشتباه بگیریم.

         در مسابقه فرض این است که یکی برنده می‌شود یکی بازنده.

اما در گفتگو  اگر بنای کسی این باشد که بخواهد طرف را مغلوب کند و شکست دهد این دیگر گفتگو نیست، 

این  به جدل منتهی می‌شوی .... این مسابقه ورزشی است

 

گفت‌و گو بنا بر این نیست که یکی غالب بشود؛

بلکه   گفتگو بنا بر این است که دو افق دید در یکدیگر در‌آمیزند.

              دو افق و دو دید به هم نزدیک شوند؛ 

تا در این اتحاد دو افق، فضا وسیع تر و فراخ تر بشود و حقایق آشکار می‌شود.

بنای گفت‌وگو باید این باشد که حقیقتی آشکار بشود ... 

                        این حقیقت در انحصار هیچ کدام از طرف‌ها نیست.

 

 

 

 
 
 
صوت را از این جا به عاریه گرفتم

حامد خواجه ۹۶-۷-۳۰ ۲ ۱ ۴۹

حامد خواجه ۹۶-۷-۳۰ ۲ ۱ ۴۹



مرد چاقی که با تبلت خود به سر می‌برد،‌از کودکی که کتاب به همراه دارد سبک‌تر است .

به قربان این درک.


منتظر نظرات نازنین شما هستم.

اگر شما هم سر ذوق آمدید از این مجسمه، پس دریغ نکنید و در نظرات ابراز کنید.


حامد خواجه ۹۶-۷-۲۶ ۵ ۴ ۷۲

حامد خواجه ۹۶-۷-۲۶ ۵ ۴ ۷۲


نمی‌دانم چقدر از جریان‌هایی که در باب اربعین در زمان صدام ملعون بوده را شنیده‌اید، آری این حرکت که در نزدیکی و آستانه‌ی آن هستیم از دیر زمان وجود داشته و این جریان عظیم فکری از گذشته بوده است.


و صدام چه تلاش‌ها و چه آزار و اذیت‌ها که نکرده برای جلو گیری از این حرکت بزرگ و انقلابی، که خطری بزرگ برای رژیم بعثی به حساب می‌آمد ...

از نمونه‌ی آن آزار همین را بگویم که در این مسیر نجف تا کربلا که زوار شیعه در حال حرکت بودند با هواپیما قیر داغ به‌روی سر زوار ارباب بی‌کفن می‌ریخت ... ولی با این وجود مردم کوتاه نیامده و چه سختی‌ها که برای حفظ این راه نکشیدند ...


بله دوستان نازنینم، این چنین سختی‌هایی کشیده شده است و جان‌هایی داده شده است که این حرکت با شکوه ادامه پیدا کرده و در این ایام و زمانه چنین با عظمت شده ... و چقدر این حرکت شیعه ساز و شیعه پرور شده است ...


اگر کسی از دستش‌ کاری بر‌بیاید باید انجام دهد برای این راه ... از خود گذشتگی و از مال گذشتن را در مردم عراق در این روزها می‌توان دید ...


قصد مقایسه و بی‌ احترامی به احد الناسی را ندارم ... 

ولی شما قضاوت کنید برای با شکوه‌تر شدن این حرکت مگر نباید تلاش کرد ؟؟؟؟

مگر نه این که اعای اسلامیت و تشیع مسئولین ما را کشته است ؟؟؟ پس چرا در می‌آیند و می‌گویند که در این ایام باید بلیط اتوبوس‌هایی که به نقاط مرزی با عراق می‌روند ۱۰۰ درصد گران شود ؟؟؟ 

باید قیمت ها دو برابر شود ؟؟؟

              حالا به هر دلیلی که می‌خواهد باشد ... این کار توجیه بردار نیست که بگوییم چون برای برگشت مسافر نیست و کم است باید قیمت  ۲ برابر شود .....

                 این‌قدر پول مملکت در جیب شما حقوق بگیران نجومی رفت ... کمی هم برای مردم در راه امام حسین و دین خرج شود ...

کمی از مردم عراق یاد بگیرید ....


چرا در ایام اربعین باید هزینه بیمه درمانی که هیچ کس استفاده نمی‌کند به هزینه ویزا اضافه شود و بیمه اجباری باشد ؟؟؟ 

چرا باید هزینه حلال احمر را از جیب مردم بگیرید ؟؟؟

مگر بیمه هم می‌شود اجباری باشد ؟؟؟؟؟؟

یک باره بگویید نعوذ بالله می‌خواهیم کاری کنیم کمتر بروند ...




حامد خواجه ۹۶-۷-۱۱ ۱ ۳ ۷۴

حامد خواجه ۹۶-۷-۱۱ ۱ ۳ ۷۴



جایی شنیدم از دین و مذهب اسمش برامان مانده ... در عروسی هایمان که یک شب هم بیشتر نیست همه چیز آزاده ... خوردنی و کشیدنی و ... ولی مهمه که توی یک عید مذهبی باشه، عید غدیری یا عید نیمه شعبان و یا ولادت امامی... حداقلش یه تقویم گردی می کردیم.


دیشب غربت حضرت مسلم را بیشتر درک کردم... در حال حرکت به سمت جایی بودم در مسیرم سه تالار بود که در هر سه بساط عروسی برپا بود و در خیابان عروس کشان هم دیدم...


شهادت سفیر عشق حضرت مسلم بن عقیل را تسلیت عرض میکنم.

در این روز عرفه التماس دعا داریم...


حامد خواجه ۹۶-۶-۰۹ ۶ ۴ ۸۹

حامد خواجه ۹۶-۶-۰۹ ۶ ۴ ۸۹


امروز صبح بعداز کشیدن دندانم(دندان عقلم خراب شده بود و گفتم تا این خرابی به عقل نداشتم رخنه نکرده بکشمش) با آن که خون ریزی اش کامل بند نیامده بود به کتابفروشی رفتم، توی هفته خیلی دلم هوای کتابفروشی کرده بود مخصوصا با شروع این طرح تابستانه کتاب... 

خلاصه دیگه پنجشنبه که آخر هفته هستش نتونستم کتابفروشی نروم.

در راه بازگشت به خانه به این فکر می کردم که کاش بیش از ۱۰۰ تومن طرح گذاشته بودند... ولی با خودم گفتم مگه چقدر مردم عزیز از این ۱۰۰ تومانش استفاده می کنند؟

شما دوستان عزیز چی؟ اصلا به فکر استفاده ازش افتادین؟

لازم به ذکر هستش یه نکته ریا کارانه به شخصه ۱۲۰ تومن کتاب پیاده شدم... البته اصلا پشیمون نشدم چون ۵۷ تومن بیشتر پول ندادم تخفیف ها خوب بود... البته اصلا مسئله پول نیست..... چرا هست بابا با این گرونی کتاب آدم ترجیح می ده یه کتاب رو چند بار بخونه تا اینکه کتاب جدید بخونه (با حالت عصبانی) ...


ولی خوب این طرح کتاب کار بدی نبود ولی جای فکر بیشتری داشت ... علی برکت الله


حامد خواجه ۹۶-۵-۲۶ ۱۰ ۶ ۱۰۲

حامد خواجه ۹۶-۵-۲۶ ۱۰ ۶ ۱۰۲


در باب این جریان سخنان بسیار رانده شده من هم تصمیم گرفتم حرف قبلیم رو پاک کنم.... خودم هم نمیدونم چرا...

ولی اینا بگم که حضور یه روحانی توی این عکسا بدجوری منو می سوزونه...


می تونید بقیه عکس‌ها رو در ادامه ببینید !!



اشکم را در آورد ... وقتی که نامهربانی هم وطنانم را نسبت به این کتاب عزیز دیدم ...


در سال ۱۳۷۰ این چنین کتابی نوشته می‌شود .... در سال ۷۳ رهبرمان بر آن یاداشت می‌زند ..... در سال ۹۵ از آن یاداشت رونمایی می‌شود ...


می‌دونید چیه که قلب آدم رو به درد میاره ؟؟

کافیه از چندتا دور و بریات بپرسی در مورد این کتاب چیزی شنیدن یا نه ؟؟؟ و بعدش بپرسی هرپاتر رو چی ؟ می‌شناسی ؟؟ می‌گه کتابشو خوندم یا فیلمشو دیدم و یا ... نمی‌گم از اهل کتاب بپرس که اون موقع شاید به نا امیدی کشیده شدی ... 

هری پاتری که کشیش‌های مسیحی روسیه کتاب‌هایش را آتش زدند ... در همایش جن و شیطان در مکزیک این کتاب را عامل و زمینه شیطان پرستی خواندند و ...


به شخصه این کتاب را چندیدن بار خوانده ام و به همه توصیه کرده ام درست است که در حوزه داستانی نوجوان نوشته شده است ولی خیلی از بزرگ‌تر ها و خیلی از فلسفه خوان ها حتی باید این کتاب را بخوانند ... آنانی که ادعا دارند دیگر از داستان خواندنشان گذشته ...


یکی از دوستانم که در یک مجموعه فرهنگی فعالیت داشت،‌ می‌گفت برای نوجوانان این کتاب را به عنوان جایزه گرفته بودیم ... آنقدر با آن کیف کرده بودند که از هدیه گرفتن تبلت این‌قدر خوش‌حال نمی‌شدند ... از زبان خودشان برایم می‌گفت ...


و شاید اغراض سیاسی پشت این بی‌مهری‌ها به این کتاب نازنین باشد ... که به قطع این چنین است ...

به نظرم بهتر بود اسم کتاب را می‌گذاشت داستانی که خیلی‌ها باور ندارند ... 


به این کتاب به عنوان یک داستان نگاه نکنید این کتاب یک کتاب استراتژیکی است 

امید وارم توانسته باشم نظر شما را به سمت این کتاب جلب کرده باشم ... و حداقل نیم نگاهی به آن بیندازید ...


و در پایان یاداشت آقا بر این کتاب را برایتان می‌آورم :

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
ـ‌ من هم همین قصّه را همیشه تعریف می‌کردم! حیف که خیلی‌ها آن را باور نداشتند. حالا خوب شد، شاهد از غیب رسید! راوی این حکایت که خود همه چیز را به چشم خود دیده، حکایت تن تن و سندباد را چاپ کرده است. حالا دیگر کار من آسان شد! همین بس است که نسخه‌ی این کتاب را به همه‌ی بچه‌ها بدهم . .

حامد خواجه ۹۶-۴-۲۷ ۸ ۵ ۱۱۱

حامد خواجه ۹۶-۴-۲۷ ۸ ۵ ۱۱۱



متاسفانه از اون دیر زمان هایی که فضای مجازی جان گرفته و مشغول به زیست شده،‌ در کنارش نظر دادن مجازی هم متولد شده و در این خانواده به زیست خود ادامه داده، بطبع هر کجا این فضای مجازی عزیز قدم می‌گذارد و گذرش به آنجا می‌افتد این فرزند هم با او می‌رود ... ایران هم که آمدند باهم دیگر بودند البته به علاوه دیگر اقوامشان .... چرا که ایران خوش آب و هوا بود تمام اقوامشان را آوردند الا فرهنگ ‌شان را چرا که او کنکور داشت و باید درس می‌خواند .... 


لذا به خاطر نیامدن فرهنگ شما مجبور هستید این پست رو بخوانید ... این پستی که درد دل همه‌ی نویسنده‌های فضای مجازی است ...


یک نویسند پدر خود را .... می‌دهد که بنویسد شما نمی‌خواهید زحمتی به خود دهید و بعد از مصرف خرمالو یا سنجد، چند کلمه اندر باب تشکر و قوت قلب و یا حتی نقد و مخالفت بر نخیزید ؟؟؟


یه سری ها هم که به لطف این شبکه های اجتماعی عادت کردن که متنی رو که می‌پسندند یه شست نشون بدن براش .... و بیگ لایکش کنن .. بابا اون تو فرهنگ ما فحش فاحشی هستش ... اگه جرئت داری تو فضای واقعی بهش لایک بده تا اونم بیگ لاک بهت بده ...


و در پایان از آن دوستانی تشکر ویژه به عمل آمده که متن را نخوانده نظر می‌گذارند و معمولا می‌گویند عالی است .... نمونه اش رو دیدم که برای کسی که خاطره‌ای تلخ نوشته بودکامنتی گذاشته بودند که چه زیبا و عالی و در ادامه گفته بود که به وب من سر بزنید .... آیا لازم نیست ایشان را مورد توجه قرار بدهیم ؟؟؟؟     (منظور از توجه همان عنایت است )

خیلی ها فکر می‌کنند این کامنت زیر مطلب حکم پیام بازرگانی وسط فیلم رو داره ... والا عصاب نمی‌زارن...

پس نظر یادتون نره


حامد خواجه ۹۶-۴-۲۶ ۴ ۳ ۱۲۱

حامد خواجه ۹۶-۴-۲۶ ۴ ۳ ۱۲۱


۱ ۲

کرمانشاه تسلیت !
یا نه بهتر بگویم، ایران تسلیت !

وظیفه انسانی و دینی ما، همدلی است ...

مسئولین محترم شما دعوا کنید بر مسر کرسی قدرت .... مردم جور شما را می‌کشند ...

هرکی هرچقدر وسعش میکشه کمک کنه !!!


دنبال کنندگان بیانی